اسیر جاذبت شده بودم ...
وای چه جاذبه ای داشتی تو ..
سفیدی مث بررف حتا سبزه نمکی که باشی ...
فک کرده بودم ، ماهییی چیی توو
هی چرخیدم و چرخوندیم دوور خودت
تلو تلو دارم میخورم
زمینم روزی یبار دور خورشید میگرده
اما هر رووز ، هر ساعت هزار بار این حرفت تو سرم میچرخه
تو لیاقت کارای بابای منو نداشتی ....
اوو .. پ سیاچاله ای تو .،... این قد جاذبه داشتی ...
کششته مرده اوون چشاتم
اون بدنت مسسستم میکنه
لامصصب مگ میشه اخه خیانت کرد بت
عاشق چشات شده بودم چشات سگگ دارن وحشییی
اون عکس سر میز بیلیاردتو میگم ...
سگم کرد اون چشات بسوزن چ
برچسب:
نویسنده: ترانه عابدی
تاريخ: شنبه
27 شهريور
1395 ساعت: 17:34